نظام حقوقی

اصول و بنیان نظام حقوقی کانادا به عنوان کشوری که توسط بریتانیای کبیر پایه گذاری شده، تفاوت چندانی با پایه های نظام حقوقی آن کشور، ایالات متحده آمریکا و هر کشور دیگری که از سنت حقوقی انگلیسی تبعیت می کند ندارد. براساس این سنت سترگ حقوقی قوانین باید واضح و منطقی باشند، هر متهم مادامی که جرمی علیه او ثابت نشده بی گناه فرض می شود، مدارک جرم باید با دقیق ترین استاندارد ها ارزیابی شوند و اینکه سلطه قانون بر افراد توسط رویه قضایی و قانون اساسی محدود شده لذا بی حد و حصر نخواهد بود.

کشور کانادا سالیان متمادی از نظر حقوقی وجود خارجی نداشت چرا که بخشی از مستعمرات بریتانیای کبیر شمرده می شد، استقلال پارلمانی و به همین دلیل اختیاری برای وضع قانون نداشت تا اینکه از اواخر قرن هجدهم تعدادی از ایالات این سرزمین توانستد برای خود پارلمان تشکیل دهند و در برخی امور محدود اقدام به قانونگذاری کنند. این روند ادامه داشت تا سال 1867. در این سال بریتانیای کبیر اجازه وضع و تصویب قانون اساسی کانادا را صادر کرد و از این دوره به بعد اختیارات کانادایی ها گسترده تر شد. در سال 1931 کانادا به طور رسمی از سلطه استعماری بریتانیا خارج شد و گام نهایی در استقلا خود را در سال 1982 برداشت یعنی زمانی که بریتانیای کبیر از اختیارات خود در تغییر قانون اساسی کانادا صرف نظر کرد.

با وجود اینکه کانادا اکنون کشوری مستقل است، نظام حقوقی کامن لای انگلستان در آن حکومت می کند، درست همانگونه که در دیگر مستعمرات این کشور نظیر ایالات متحده آمریکا حاکم است. نظام حقوقی کامن لا مجموعه ای از رویه ها یا به عبارت دیگر آموزه هایی است که برخی مفاهمی مهم حقوقی از ماهیت افترا تا شرایط استماع در دادگاه را توضیح داده اند. در حالیکه این مفاهیم تا حدی ثابت و دست نخورده باقی مانده اند، قضات کانادایی در هر پرونده آنها را دقیق تر توضیح داده و تشریح می کنند و گاهی اوقات که نیاز است رویه جدیدی مرتبط با رویه سابق ایجاد می کنند. چنانچه بخواهیم ایده محوری نظام کامن لایی را به بیانی ساده تر عنوان کنیم، می توان گفت نظام کامن لا یعنی تبعیت از نظر قاضی پیشین در موضوع و پرونده مشابه.

در اینجا باید به سنت دیرین دیگری در نظام های حقوقی اشاره کنیم و آن نظام حقوقی موضوعه، نوشته، یا رومی-ژرمنی است. این سنت که ریشه در روم باستان، آموزه های دانشگاه های ژرمنی و نهضت قانون نویسی ناپلئونی دارد، متکی بر قوانین موضوعه و دقیق در هر مورد خاص است و نقش قاضی در این نظام تفسیر قانون و تطبیق آن موضوع خاص در هر پرونده است. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که ایالت کبک، از بزرگترین و مهم ترین ایالات کشور کانادا که سابقا مستعمره فرانسه بوده است، همچنان از سنت نظام حقوقی رومی-ژرمنی تبعیت می کند در حالی که منشور آزادی ها و حقوق کانادایی ها در مقدمه قانون اساسی این کشور باعث شده کبک از نظام کامن لایی هم تاثیراتی بپذیرد.

منشور آزادی ها و حقوق کانادایی ها در پی اصلاح قانون اساسی این کشور به سال 1982 تحولی بنیادین در نظام حقوقی این کشور ایجاد کرد. از سال 1931 تا 1982 قوه حاکم مطلق، پارلمان کانادا بود و بر اساس اصل برتری پارلمان هیچ نهاد دیگری در فرآیند قانونگذاری صلاحیت دخالت نداشت تا اینکه در سال 1982 منشور آزادی ها و حقوق کانادایی ها حقوق خاصی را برشمرد و اعلام کرد که پارلمان نمی تواند قانونی وضع کند که این حقوق را نقض یا دستخوش تغییر کنند. در پی این تغییر و اصلاحیه قانون اساسی، حقوق کانادایی ها بیشتر از پیش تضمین شد چرا که اکنون می توانستند از دولت برای وضع قوانینی که با حقوق بشر مندرج در منشور تعارض دارد شکایت کنند. این اتفاق موجب تحول عظیم و پررنگ شدن رویه قضایی و قدرت قضات در کانادا گردید.

جدای از قانون اساسی، با اینکه کانادا به جز کبک با نظام کامن لایی اداره می شود، به هر حال در برخی امور دارای قوانین موضوعه است که با برخی از مهم ترین و پایه ای ترین آنها آشنا می شویم. قانون مجازات این کشور که تصویب و اصلاح آن به موجب قانون اساسی در اختیار پارلمان فدرال کاناداست، از مهم ترین قوانین این کشور محسوب می شود. این قانون عموما جنبه ملی داشته و در تمامی ایالات و سرزمین ها اجرا می شود. در کنار این قانون سایر قوانین فدرال قرار می گیرند که به مسائل مهم ملی مثل فرودگاه ها، واحد ملی پول، سربازی و … می پردازند. پس از قانون اساسی و قوانین فدرال، نوبت به قوانین ایالتی می رسد. لازم به ذکر است که از نظر سیاسی شیوه جکم رانی در کانادا، شیوه فدرال است. یعنی هر ایالت با اینکه تحت سیطره کلی دولت فدرال است، برای خود دارای دولت محلی، پارلمان محلی و حدود خاصی از اختیارات است و تا حد زیادی در امور داخلی خود از دولت فدرال مستقل است. به همین جهت هر ایالت برای خود در برخی زمینه ها مانند مسائل سلامتی و بهداشتی، حقوق خانواده، مسائل تجاری و کسب و کار و … دارای قوانین داخلی و ایالتی است. از این حوزه اقتدار کوچک تر شهرها هستند. در برخی موارد شهرداری های شهر های خاص در امور مرتبط با اداره شهر اقدام به قانون گذاری می کنند. تا به اینجا از قوانین حوزه حقوق عمومی یعنی مباحثی که مربوط به نفع جمعی مردم می شود صحبت کردیم و حال باید به حقوق خصوصی یعنی حقو حاکم بر روابط بین افراد نیز اشاره کنیم. این موارد به موجب قانون اساسی تقسیم شده و برخی در صلاحیت دولت فدرال و برخی دیگر در صلاحیت داخلی ایالات قرار دارند.

در آخر باید به ساختار محاکم در کانادا اشاره کنیم. همانطور که تقسیم بندی فدرال بر قوانین کشور تاثیر گذاشته است، بر محاکم کشور نیز تاثیر گذاشته است. به این صورت که هر ایالالت برای خود دارای محاکم بدوی و تجدید نظر استو همچنین کانادا دارای دادگاه فدرال، دادگاه تجدید نظر فدرال و دیوان عالی کشور است.

  • سیستم حکمرانی: پارلمانی
  • جمعیت:37,797,496
  • واحد پول: دلار کانادا
  • تولید ناخالص داخلی: 1.713تریلیون دلار
  • تورم: 0.6%
  • نرخ بیکاری: 13.7%
  • شاخص توسعه انسانی: 0.922(بسیار بالا)
  • ضریب جینی: 31
  • رتبه آزادی اقتصادی:9

سرمایه‌گذاری و کارآفرینی در کانادا

افراد خارجی که توانایی تاثیرگذاری مثبت در اقتصاد کانادا را دارند، مانند سرمایه‌گذاران، کارآفرینان و افراد خوداشتغال، می‌توانند با برنامه‌های معرفی شده توسط دولت فدرال یا برنامه‌های استانی مختلف، مقیم این کشور شده و بدین صورت قادر خواهند بود در بهبود اقتصاد و نرخ بیکاری کانادا اثرگذار باشند. منبع قانونی در این حوزه قانون مهاجرت حمایت از پناهجویان کانادا (IRPR) مصوب 2002 می‌باشد. سرمایه‌گذار خارجی با توجه به محلی که می‌خواهد در آنجا اقامت کند، می‌تواند یکی از برنامه‌های سرمایه‌گذاری یا کارآفرینی منتخب استانی که توسط هر استان جداگانه تنظیم و تصمیم‌گیری می‌شود یا برنامه کارآفرینی-استارت‌آپ فدرال را انتخاب کند. برنامه مهاجرتی خوداشتغالی کانادا نیز بر اساس حوزه‌های نیازمندی در حوزه‌های هنری و ورزشی طرح شده است. بند 2 ماده 88 قانون مهاجرت حمایت از پناهجویان کانادا (IRPR) به برنامه خوداشتغالی افراد خارجی می‌پردازد که در حوزه‌های خاص هنری و ورزشی دارای شهرت بالا بوده یا در پنج سال گذشته طی دو سال در آن زمینه فعالیت نموده‌اند.

سرمایه‌گذاری و کارآفرینی در استان کِبِک

برنامه کارآفرینی کبک بدین صورت است که فرد یا افراد متقاضی (تا سه نفر) می‌توانند با راه‌اندازی کسب‌وکار خود در این استان مقیم شوند. برای این امر کسب‌وکار آنها باید توسط یک مرکز رشد یا شتاب‌دهنده یا مرکز کارآفرینی دانشگاهی استان کبک انتخاب شود. در برنامه دوم کارآفرینی استان کبک، استارت‌آپ مربوطه باید دارای حداقل 300 هزار دلار سرمایه در صورت مستقر شدن در مونترال و 200 هزار دلار سرمایه در صورت مستقر شدن در شهرهای دیگر استان کبک باشد. همچنین فرد متقاضی باید تمکن مالی خود (900 هزار دلار) را اثبات کند. اگر فرد متقاضی تمایل دارد یک کسب‌وکار جدید ایجاد کند، باید مالک حداقل 25 درصد سرمایه باشد. اگر وی تمایل داشته باشد که یک کسب‌وکار از قبل ایجاد شده را بخرد، باید مالک حداقل 51 درصد از سهام شود. کسب‌وکار فرد متقاضی باید حداقل 5 سال قبل از درخواست وی راه‌اندازی شده باشد.

ماده 101 قانون مهاجرت کانادا به برنامه خوداشتغالی استان کبک پرداخته است. برنامه خوداشتغالی استان کبک برخلاف برنامه خوداشتغالی فدرال به حوزه هنری یا ورزشی محدود نشده است. این برنامه برای کسانی است که حداقل 2 سال تجربه کاری مرتبط دارند و می‌توانند در کبک از لحاظ اقتصادی به صورت خوداشتغالی فعالیت اقتصادی کنند و بدین وسیله وی یا خانواده او از حمایت مالی برخوردار باشند.

 

 

 

ثبت شرکت

منبع قانونی شرکت‌ها در کانادا «قانون شرکت‌های تجاری کانادا» مصوب 1985 می‌باشد که مقررات اجرایی آن نیز در سال 2001 به تصویب رسیده است. مراحل ثبت شرکت در کانادا عبارتند از:

1- نام‎‌‌گذاری شرکت (قسمت 10 قانون شرکت‌های خارجی کانادا): این نام می‌تواند به صورت حروف (حرف‌ها و نمادها) یا نام دارای شماره باشد بدین منظور باید جست‌وجوی قبلی نام‌ها انجام شود..

2- تعیین مواد اساسنامه شرکت (قسمت 6 قانون شرکت‌های خارجی کانادا): این مواد در واقع ساختار شرکت را شکل می‌دهند. اگر متقاضی خواهان ثبت یک کسب‌وکار کوچک و خصوصی است، معمولاً یک سری مواد و مقررات از پیش تعیین شده را می‌پذیرد. در این صورت، شرکت دارای مواد و مقررات از پیش تعیین شده خواهد بود که البته در صورت نیاز قابل اصلاح است. همچنین، شرکت از یک دسته از سهم‌های مشترک، حداکثر 10 عضو هیئت مدیره و یک نام شرکتی شماره‌دار و تخصیص یافته برخوردار خواهد بود. در حالت دیگر، متقاضی خودش می‌تواند مواد اساسنامه شرکت خود را متناسب با اقتضائات خاص کسب‌وکار خود تعیین نماید که در این صورت باید نام شرکت، چگونگی تخصیص سهم‌ها و هرگونه محدودیت بر انتقال سهم، تعداد اعضای هیئت مدیره، هرگونه محدودیت بر فعالیت‌های تجاری و هرگونه مقرره دیگر را مشخص کند .

3- ایجاد نشانی اداره اولیه ثبت شده و هیئت مدیره اول (قسمت 19 قانون شرکت‌های خارجی کانادا): اداره ثبت شده جایی است که سوابق و اسناد رسمی شرکت در آن نگهداری می‌شود و سایر اسناد مربوط به شرکت را دریافت می‌کند. همچنین، اعضای هیئت مدیره نیز باید ضمن تعیین مشخصاتشان و با رعایت معیارهای لازم همچون داشتن سن بیش از 18 سال، عدم اعلام فقدان اهلیت توسط قوانین کانادا یا دادگاه‌های خارج از کانادا، داشتن شخصیت حقیقی و عدم ورشکستگی انتخاب شوند .

شرکت باید حداقل یک مدیر داشته باشد و یک فرد می‌تواند به تنهایی سهام‌دار، مدیر و مامور یک شرکت باشد. پس مدیران می‌توانند در شرکت سهم داشته باشند. مدیر شرکت می‌تواند برای دوره‌های 3 ساله انتخاب شود. مطابق قسمت 105 قانون شرکت‌های تجاری، حداقل 25 درصد از اعضای هیئت مدیره باید مقیم کانادا باشند و در صورتی که شرکت کمتر 4 مدیر دارد، باید حداقل یکی از آن‌ها مقیم کانادا باشند. البته در برخی از بخش‌ها مانند خطوط هوایی و ارتباطات از راه دور یا بخش‌های فرهنگی خاص، اکثر مدیران باید مقیم کانادا باشند .

4- ثبت درخواست آنلاین و پرداخت هزینه‌ها: هزینه ثبت شرکت در سطح فدرال از طریق آنلاین 200 دلار و از سایر روش‌ها 250 دلار است. هزینه ثبت در سطح استانی نیز بسته به استان متفاوت است .

باید توجه داشت که ثبت شرکت به صورت فدرالی و استانی متفاوت است. مهم‌ترین تفاوت‌ها و به طور دقیق‌تر، مزایای ثبت فدرال نسبت به ثبت استانی عبارتند از میزان حمایت بیشتر از حقوق مربوط به نام شرکت و قابلیت انجام کسب‌وکار در تمامی استان‌ها. در مقابل، مزیت ثبت استانی نسبت به ثبت در فدرال در پایین بودن مجموع هزینه آغاز و تمدید ثبت شرکت و همچنین فرایند اداری آسان‌تر است . پس از ثبت شرکت در سطح فدرال، شرکت باید در سطح استانی نیز ثبت گردد. باید متذکر شد که این مرحله به معنای ثبت شرکت در استان نیز، نمی‌باشد. ثبت در سطح استان در این جا به این معنی است که متقاضی باید ثبت شرکت فدرال خود را در استانی ثبت نماید که قرار است در آن به فعالیت تجاری بپردازد .

ثبت پتنت

منبع قانونی ثبت پتنت در کانادا عبارت است «قانون پتنت» مصوب 1985 که البته در طی زمان اصلاحاتی بر آن اعمال شده و یک سری مقررات اجرایی نیز در راستای آن وضع شده است . پتنت کانادا به دارنده‌ی آن حقِ انحصاریِ ساخت، استفاده و فروش اختراع دارای پتنت را اعطا می‌کند. این پتنت معمولاً 20 سال پس از تاریخ ثبت درخواست پتنت منقضی می‌شود. پتنت کانادا بر مبنای «ثبت زودتر» (first-to-file) اعطا می‌شود، نه «اختراع زودتر» (first-to-invent). این امر بدین معنی است که آماده کردن و ثبت درخواست پتنت در سریع‌ترین زمان ممکن اهمیت اساسی دارد. شرایط پتنت شدن اختراع در کانادا عبارت است از: 1) نو بودن: یعنی اختراع نباید قبلاً به طور عمومی افشا شده باشد و باید در نوع خود اولین در سطح جهان باشد؛ 2) مفید بودن: یعنی کاربردی و عملیاتی باشد؛ و 3) ابداعی باشد؛ یعنی اختراع باید پیشرفت یا بهبود تازه‌ای در زمینه فناوری موجود باشد که برای شخص فعال در آن حوزه تخصصی آشکار نباشد .

اختراع می‌تواند یکی از این اقسام باشد: 1) یک کالا، 2) یک ترکیب (مثلاً یک ترکیب شیمیایی)؛ 3) یک ماشین؛ 4) یک فرایند (مثلاً روش ساخت یک کالا)؛ یا 5) بهبود هریک از این موارد. 90 درصد پتنت‌ها از قسم اخیر بوده‌اند .

درخواست پتنت باید به صورت الکترونیکی در وبسایت «اداره مالکیت فکری کانادا» (CIPO) ثبت شود و درخواست باید از جمله شامل نام و نشانی متقاضی، مخترع(ان)، طرح‌های اختراع و مختصات و ادعاهای اختراع باشد . هزینه ثبت درخواست حدود 400 دلار است که البته برای موجودیت‎‎‌های کوچک، در صورت اثبات، تا 200 دلار قابل کاهش است . باید توجه داشت که صرف ثبت درخواست متضمن بررسی آن نخواهد بود، بلکه باید ظرف 4 سال از تاریخ ثبت درخواست بررسی صورت گیرد. در صورت عدم درخواست بررسی طی مهلت مقرر، ابلاغیه‌ای از طرف کمیسیونر برای متقاضی صادر می‌شود که به موجب آن متقاضی باید ظرف 2 ماه با پرداخت هزینه، درخواست دهد و هزینه تاخیر نیز باید پرداخت گردد. در صورت عدم درخواست در موعد مقرر، درخواست اعراض شده به شمار خواهد آمد.

به طور خلاصه، ثبت پتنت در کانادا شامل این مراحل است: 1) تعیین این که آیا متقاضی به «مامور پتنت» نیاز دارد؛ 2) انجام تحقیقات مقدماتی در مورد احتمال وجود پتنت قبلی؛ 3) آماده کردن درخواست پتنت؛ 4) ثبت درخواست پتنت؛ 5) درخواست بررسی؛ 6) بررسی مطالب منتشر شده و مطالعات قبلی مرتبط درخواست توسط ناظر؛ 7) تایید یا رد درخواست توسط ناظر؛ 8) پاسخ به اعتراضات و شروط ناظر؛ 9) بازنگری یا تایید درخواست توسط ناظر یا درخواست اعمال اصلاحات بیشتر در درخواست .

تاسیس استارت آپ - فدرال

ماده 98.01 قانون مهاجرت حمایت از پناهجویان کانادا (IRPR) در خصوص خارجیانی است که تمایل دارند کسب‌وکار استارت‌آپی خود را در کانادا گسترش دهند. افراد متقاضی باید واجد شرایط حداقل مدرک زبان با امتیاز حداقل (5 CLB در همه مهارت‌ها)، سرمایه کافی برای مستقر شدن در کانادا، مقیم شدن در یکی از استان‌های کانادا به جز کبک و حمایت یکی از سرمایه‌گذار‌های خطر پذیر، سرمایه‌گذار فرشته، مراکز رشد یا شتاب‌دهنده که توسط اداره مهاجرت معرفی شده است، باشند. پذیرفته شدن در مراکز ذکر شده به شدت رقابتی است و صرف داشتن ایده استارت‌آپ، فرد متقاضی را واجد شرایط انتخاب شدن نمی‌کند. متقاضیانی که استارت‌آپ خود را در کشور خود راه‌اندازی کرده‌اند و دارای یک طرح (پلن) تجاری قوی می‌باشند، از شانس بیشتری برای انتخاب شدن توسط نهادهای ذکر شده برخوردارند. اگر استارت‌آپی حمایت بیش از یک نهاد معرفی شده را دریافت کند، تمام نهادهای معرفی شده باید با هم یک گواهی تعهد به اداره مهاجرت کانادا و یک نامه حمایت به فرد یا افراد متقاضی ارائه دهند.

زمانی که سرمایه‌گذار خطرپذیر تصمیم گرفت در استارت‌آپی سرمایه‌گذاری کند، حداقل مقدار سرمایه‌گذاری آن باید 200 هزار دلار باشد، حتی اگر یک سرمایه‌گذار فرشته در همان استارت‌آپ سرمایه‌گذاری کند. همچنین، زمانی که یک سرمایه‌گذار فرشته در یک استارت‌آپ سرمایه‌گذاری می‌کند، مقدار سرمایه گذاری، فارغ از سرمایه‌گذاران دیگر، باید حداقل 75 هزار دلار باشد.

طبق بند 3 ماده 98.01 بیش از 5 نفر با استفاده از یک کسب‌وکار استارت‌آپی نمی‌توانند برای اخذ ویزا اقدام کنند. اگر تعداد افرادی که از طریق یک استارت‌آپ اقدام می‌کنند بیش از یک نفر باشد، یک نفر به عنوان «شخص اصلی» (Essential Person) در نظر گرفته می‌شود و شانس بقیه بستگی به حمایت مراکز معرفی شده از آنها دارد که با توجه به معیارهای هر مرکز به صورت متفاوت ارزیابی و اعطا می‌شود. «شخص اصلی» کسی است که به عنوان مهم‌ترین فرد استارت‌آپ در نظر گرفته می‌شود. اگر به هر دلیلی درخواست ویزای شخص اصلی رد شود، درخواست بقیه‌ی افراد به تبع او رد می‌شود.

کار در کانادا

برای کار در کانادا چند روش وجود دارد؛ Express Entry، PNP و خوداشتغالی. در هرکدام از روش‌های مذکور لازم است شخص حداقل سطح امتیاز برای ورود به کانادا را کسب کند. Express Entry رایج‌ترین شیوه است و در آن 4 فاکتور اصلی برای امتیازبندی وجود دارد؛ مهارت، تجربه کاری، سطح زبان (انگلیسی و فرانسه) و تحصیلات. این شیوه در زمینه اشتغال به سه دسته Federal Skilled Worker Program، Federal Skilled Trades Program و Canada Experience Class تقسیم می‌شود. برای هرکدام از این گروه‌ها شرایطی وجود دارد تا شخص بتواند سطح امتیاز لازم را کسب کند. به طور مثال، صاحبان حرفه‌هایی مثل آشپزها، کارشناسان کشاورزی و… در برنامه Federal Skilled Trades Program، باید حداقل 24 ماه سابقه کار تمام وقت داشته‌ باشند، در حالی که این میزان در برنامه Federal Skilled Worker Program حداقل یک سال یا 1560 ساعت کار است. برای استفاده از این برنامه، کسب حداقل 67 امتیاز لازم است و شخص باید در گروه‌بندی مشاغل مربوط به این برنامه نیز قرار گیرد. سه گروه برای این برنامه مشخص شده است: مشاغل مدیریتی (Skill type 0)، مشاغل حرفه‌ای مثل پزشکان و مهندسین (Skill level A) و کسب‌وکارهای تکنیکی و حرفه‌ای مثل متخصصین برقی و آشپزها (Skill level B).

عموماً برای کار در کانادا اخذ مجوز کار ضروری است، هرچند در مواردی نیازی به اخذ مجوز وجود ندارد. برای اخذ مجوز کار لازم است شخص دارای شرایطی باشد:

•ترک کانادا پس از لغو یا انقضای مجوز کار در صورت عدم رسیدن به شرایط لازم برای اخذ اقامت کانادا؛

•وجود منابع مالی کافی برای گذران زندگی در کانادا؛

•تبعیت از قانون و عدم وجود سابقه کیفری؛

•سلامت جسمانی؛

•کار در نزد کارفرمای قانونی؛

•تامین تمامی مدارک لازم.

دو نوع مجوز کار در کانادا وجود دارد؛ مجوز کار عمومی و مجوز کار اختصاصی. مجوز اول این اجازه را به شخص می‌دهد که بتواند برای هر کارفرمای واجد شرایطی مشغول به کار شود، در حالی که مجوز دوم طبق شرایط خاصی صادر می‌شود و یکی از آنها این است که نام کارفرما در آن ثبت شده و فرد فقط می‌تواند برای کار نزد آن کارفرما وارد کانادا شود.

در مورد برنامه خوداشتغالی نیز لازم است شخص تجربه کافی در امور هنری و ورزشی داشته‌ باشد و بتواند تاثیری مثبت در زندگی هنری یا ورزشی کانادا داشته‌باشد.

تحصیل در کانادا

بر اساس آمار سازمان کالج‌ها و موسسات آموزش عالی کانادا موسوم به CICAN در سال 2019، حدود 134 کالج و دانشگاه در این کشور دایر است که بیش از ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار دانشجوی بین‌المللی در این موسسات مشغول به تحصیل هستند. یکی از مدارک لازم اخذ مجوز تحصیل در کاناداست، البته نباید این مدرک را با ویزای ورود به کانادا اشتباه گرفت. لازم به ذکر است که دانشجویان تحت شرایطی حق کار در کانادا را حین تحصیل دارند، البته مشغول به کار شدن نباید پیش از شروع تحصیلات شخص باشد. همسر دانشجو نیز حق دارد در کانادا مشغول به کار شود، به شرطی که مجوز کار اخذ کند و برای این امر لازم است دانشجو مجوز تحصیل معتبر داشته‌ و دانشجوی تمام‌وقت باشد. پس از تحصیل نیز اشخاص می‌توانند بر اساس مدرک تحصیلی خود در کانادا مشغول به کار شوند، البته برای این امر نیز اخذ مجوز کار ضرورت دارد.